“راض بابا (خاطرات شهیده راضیه کشاورز)” به سبد خرید شما اضافه شد. مشاهده سبد خرید
شیر سوار – سردار شهید حاج جعفر (بهروز) شیر سوار در آینه ی خاطرات همسر و فرزندان
298,000 تومان قیمت اصلی 298,000 تومان بود.268,200 تومانقیمت فعلی 268,200 تومان است.
| وزن | 350 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
حسن شیردل ,حسین شیردل |
| ناشر |
مرکز نشر هاجر |
| ویراستار ادبی |
ساجده تقی زاده |
| قطع |
رقعی |
| تعداد صفحات |
272 |
| نوع جلد |
شومیز |
| نوبت چاپ |
اول |
| تاریخ انتشار |
1401 |
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.
توضیحات
باید اعتراف کنم مثل امروزمان نبودیم. من به عنوان همسر حاج جعفرشیرسوار میگویم صبوریمان، ایمانمان، تقوایمان خیلی بیشتر از حالا بود. گاهی که دورهم جمع میشویم هر همسری چه به تلخی و چه به شیرینی از همسرش میگوید با خودم فکر میکنم ما آن دوره را اینطور دقیق به یاد داریم، چرا حالا ذهنمان به آن دوران که برمیگردد برایمان رؤیا شده است؟ ما چقدر خوب ساختهشده بودیم که کنار شوهرانمان اینقدر قوی ایستاده بودیم. همهچیز را تاب میآوردیم. شوهرهای ما مگر چند سال سن داشتند؟
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.
محصولات مرتبط
زندان موصل: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی علی اصغر رباط جزی
این کتاب خاطراتی از علی اصغر رباط جزی، اسیر آزاد ه ای که ۱۰ سال در اردوگاه های مختلف یک، دو، سه و چهار موصل بوده است را بازگو می کند که این آزاده قهرمان چه خاطراتی از تولد تا آزادی اش داشته است، شخصیت اصلی داستان علی اصغر رباط جزی شخصیت است که قبل از انقلاب اسلامی با کمک «محمود ضیاء بشر حق» از گروه منصورون وارد مبارزات سیاسی شد و به زندان می افتد پس از آزادی از زندان ساواک نیز دوباره فعالیت های سیاسی را ادامه می دهد و سال ۵۷ در حین مبارزات سیاسی مجروح می شود. با شروع جنگ نیز در حالی که فقط سه ماه از ازدواجش گذشته بود، عازم میدان نبرد شده و در اولین اعزام به عملیات محرم اسیرمی شود و سرانجام ۲۶ مرداد ۶۹ به وطن بازمی گردد.
صباح: خاطرات صباح وطن خواه
... سرم را از پنجره خانه مان در ساختمان کوشک آوردم بیرون. مسعود پاکی با لباس بسیجی، خوشحال و سرحال سوار بر موتور آمده بود دم در. تا چشمش به افتاد، برایم دست تکان داد و گفت: خواهر صباح سلام! زود باش بیا پایین؛ اومدم دنبالت تا با خودم ببرمت پیش بقیه بچه ها.
زیر پایش پر بود از ستاره های کوچک و درخشان.آن قدر زیبا و نورانی که دلم نمی آمد چشم از رویشان بردارم. خوشحال و بی قرار از دیدن مسعود و حرفی که زده بود، بلافاصله شروع کردم به پایین آمدن از پله ها.
دخیل عشق
مولف در «دخیل عشق»، داستانش را با سرگذشت جانبازی به نام رضا پیش می برد که پاها و یک دست خود را در جبهه از دست داده است. جانباز شدن رضا باعث اختلاف بین پدر و مادر او می شود. پدر آن ها را ترک می کند و بعد از گذشت ده سال از پایان جنگ رضا به دلیل فوت مادر به آسایشگاه منتقل می شود. داستان از یک آسایشگاه جانبازان جنگی آغاز می شود و خواننده وارد حال و هوای رزمندگان و عوالمی که آنها این روزها در آن سیر می کنند می شود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.