خانه آباد(روایت یک عمر نوکری پیرغلام امام حسین علیه السلام حاج اسدالله مریم آبادی)
130,000 تومان قیمت اصلی 130,000 تومان بود.117,000 تومانقیمت فعلی 117,000 تومان است.
| وزن | 100 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
زهرا عوض بخش |
| تعداد صفحات |
104 |
| ناشر |
دفتر نشر معارف |
| قطع |
رقعی پالتویی |
| نوع جلد |
شومیز |
| نوبت چاپ |
اول 1404 |
| شابک |
9786004416191 |
2 عدد در انبار
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.کتاب خانه آباد(روایت یک عمر نوکری پیرغلام امام حسین علیه السلام حاج اسدالله مریم آبادی)
کتاب خانه آباد براساس خاطرات و زندگی نامه حاج اسدالله مریم آبادی است که به پدر دوخت خیمههای حسینی در کشورهای مسلمان شهره هستند. روایتی از موفقیت با طعم امام حسین و اهل بیت علیهماسلام و تلاش برای کسب روزی حلال با عنایت مولا، به ثمر نشستن آرزوها و آمال جوانی، تلاش برای در مسیر حسین بودن، گفتن برای جوانان از گوشههای پنهان و ابعاد دور از چشم زندگی و کمک اهل بیت به نیت های پاک که دل به ولایت دارند.
زهرا عوض بخش نویسنده کتاب «خانه آباد» است. ایشان در این اثر، خاطرات اسدالله مریمآبادی را به صورت تحقیقی و گزارشی بازگو کردهاند. این کتاب با دقت و مستند بودن، زندگی و تجربیات این شخصیت را به خواننده معرفی میکند.
نویسنده کتاب را در نوزده بخش تهیه و تدوین نموده است . ایتدا با الگوی زندگی (لایف استایل) نوکری آغاز میکند و در ادامه در شانزه بخش که هر بخش را به خیمههای پیشرفت تشبیه نموده است به سبک زندگی (لایف استایل) عاشقی میرساند.
سبک زندگی (استایل لایف) نوکری
یک جورهایی میشود گفت امروز دنیا دست لایف استایل هاست. کمپانیهای بزرگ اقتصادی برای فروش محصولاتشان فیلم سینمایی و سریال و کلیپ سفارش میدهند. نویسنده ها و کارگردانها کاراکترهای ویژه میسازند. بازاریابها ذهن و ذائقه مردم را ریشه ریشه میکنند تا ببینند چه نوع سبک زندگی بیشتر میفروشد! آدمها بی آنکه بفهمند، تغییر میکنند و میشوند مشتری یک نوع زندگی مشتری یک دنیا کالای جدید. دکتر و مهندس و عالم و سیاست مدار هم ندارد.
زندگی رویه ای دارد متصل به یک درون مایه من اینجا نوشته ام پیرغلامی یک لایف استایل است یک سبک زندگی مرامی متفاوت و عجیب برای زیستن، طوری که نمی شود ادایش را درآورد هیچ جوری نمی فروشد مگر اینکه . . . .
از دوران کودکی چه خبر؟
چهار برادر بودیم بی هیچ خواهری که غمخوار بیبی باشد. من سومی بودم. یکه و دست تنها بود باید یتیم بزرگمان میکرد و سربه راه. عطای دوباره عروس شدن را به لقایش بخشیده بود و در عین جوانی پسوند بیوه زنی افتاده بود تخت پیشانی اش بعد از مرگ بابا در کرمان برگشت به ریشه و پیشه خودش.
یک هفته با اسباب و اثاثیه در گاراژ داد منتظر پیدا شدن خانه ماند و زندگی را از نو شروع کرد سپرد اصغر سراج؛ پدر زندایی، برایش یک خانه سروپا کند و نشست پای نخل عمرش از حاجی محبعلی یک خانه باغ سه هزار متری در محله یوزداران رهن کرد به سه هزار تومان، اعیانی و مشتی عمارت یکی از خانها بود.
زمانی کنار خانه دکتر مسعود پنجاه پله میخورد و میرفت پایین میرسیدی به پایاب. یک جوی آب هم از وسط حیاط رد میشد که دنیادنیا آب در دلش قل میخورد و میرفت تالار داشت و پنج دری دستمان به همانمان میرسید و آجیل توی آن میجنبید. با همه اینها پسر یزدی حق نداشت بنشیند خانه و از توبره پدر و ارث . . . .
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.