وبلاگ
گفتوگو با مرتضی احمر، نویسنده کتاب «آبیترین پرواز» روایتی از زندگی شهیدی که امید، اخلاص و پشتکار را معنا کرد
چه انگیزهای باعث شد زندگی شهید حجتالاسلام حسن دهقانی محمدآبادی را به کتاب تبدیل کنید؟
در مسیر فعالیتهای مربوط به شهدا، به نکتهای اعتقاد دارم و آن اینکه تا خود شهید اذن ندهد، کتابی درباره او به سرانجام نخواهد رسید. این موضوع را در تجربههای مختلف، هم در شکل مثبت و هم منفی، لمس کردهام. گاهی برای نگارش کتاب درباره یک شهید، تلاشهای زیادی انجام شده اما شرایط به گونهای پیش رفته که امکان انتشار فراهم نشده و گاهی نیز مشاهده کردهام که از مرحله جمعآوری خاطرات تا نگارش و چاپ، مسیر با عنایت و امدادهای الهی هموار شده است. درباره کتاب «آبیترین پرواز» نیز ماجرا از همین جنس بود. حجتالاسلام والمسلمین سید علوی، از شاگردان شهید دهقانی محمدآبادی، که به همراه گروهشان زحمت انجام مصاحبهها را کشیده بودند، در ایام دهه محرم با بنده تماس گرفتند و پیشنهاد نگارش کتاب را مطرح کردند. پس از اینکه مصاحبهها را شنیدم، شناخت بیشتری نسبت به شخصیت شهید پیدا کردم و شوق و علاقهام برای نوشتن این اثر چند برابر شد. هرچه بیشتر با ابعاد شخصیتی ایشان آشنا میشدم، احساس میکردم این زندگی باید روایت شود تا نسل امروز نیز با این سبک زندگی آشنا شود.
در جریان پژوهش و نگارش کتاب، کدام ویژگی شخصیتی شهید بیش از همه شما را تحت تأثیر قرار داد؟
شهدا هر کدام ویژگیهای خاص و برجستهای دارند، اما درباره شهید حجتالاسلام حسن دهقانی محمدآبادی، دو ویژگی بیش از همه برای من پررنگ بود؛ یکی خوشرویی و دیگری پشتکار فراوان. ایشان در کنار فعالیتهای علمی و اجتماعی، ارتباطی صمیمی و انسانی با اطرافیان داشتند. این روحیه خوشبرخورد و در عین حال تلاش و پیگیری خستگیناپذیر، تصویری زیبا از یک انسان مؤمن و اثرگذار به نمایش میگذارد.
چرا عنوان «آبیترین پرواز» را برای این کتاب انتخاب کردید؟
انتخاب این عنوان با مشورت مسئولان نشر هاجر انجام شد. به نظرم «آبیترین پرواز» عنوانی شاعرانه، لطیف و در عین حال پاک است؛ عنوانی که میتواند نشانی از صداقت، صفای باطن و روح بلند شهید باشد. پرواز، نمادی از عروج و رسیدن به جایگاهی بالاتر است و رنگ آبی نیز تداعیکننده پاکی، آرامش و معنویت است. احساس کردم این عنوان با شخصیت شهید دهقانی محمدآبادی تناسب دارد.
کدام خاطره از زندگی شهید برای شما ماندگارتر بود؟
یکی از تأثیرگذارترین صحنهها برای من، خاطره وداع شاگردان شهید در مدرسه حقانی بود. وقتی تصور میکنید شاگردانی که سالها در کنار استاد خود زندگی علمی و تربیتی داشتهاند، خاطرات تلخ و شیرین فراوانی با او ساختهاند و حالا باید با آن استاد دوستداشتنی وداع کنند، با صحنهای بسیار عاطفی و عمیق روبهرو میشوید. این لحظه برای من نشاندهنده میزان ارتباط قلبی شهید با شاگردان و اطرافیانش بود.
مهمترین پیام کتاب «آبیترین پرواز» برای نسل امروز چیست؟
به نظر من مهمترین پیام این کتاب، داشتن پشتکار و ناامید نشدن است. زندگی شهید دهقانی محمدآبادی نشان میدهد که انسان با تلاش، امید و حرکت مستمر میتواند مسیرهای دشوار را پشت سر بگذارد. داستان زندگی ایشان نیز بر همین محور شکل گرفته است؛ اینکه در مسیر اهداف الهی نباید خسته شد و نباید اجازه داد مشکلات انسان را از ادامه راه بازدارد.
در مسیر نگارش این اثر با چه چالشهایی روبهرو شدید؟
یکی از مهمترین چالشها این بود که مصاحبهها پیش از آغاز نگارش کتاب انجام شده بود. این موضوع از یک جهت بسیار کمککننده بود، زیرا حجم زیادی از اطلاعات و خاطرات در اختیارم قرار داشت، اما از سوی دیگر باعث میشد دست نویسنده برای پرسشهای تکمیلی و دریافت جزئیات بیشتر محدودتر باشد. با این حال، تلاش کردم با دقت در همان روایتها و کنار هم قرار دادن خاطرات، تصویری منسجم و واقعی از زندگی شهید ارائه کنم.
دوست دارید مخاطب پس از خواندن کتاب به چه نتیجهای برسد؟
مخاطبان بر اساس شرایط روحی و نیازهای خودشان با کتاب ارتباط برقرار میکنند و نویسنده نمیتواند برای همه یک برداشت مشخص تعیین کند. اما اگر بخواهم یک نکته را به عنوان پیام اصلی کتاب بیان کنم، آن امیدواری و تسلیم نشدن در برابر سختیهاست. امیدوارم خواننده پس از مطالعه این اثر، انگیزه بیشتری برای حرکت، تلاش و حفظ امید در مسیر زندگی پیدا کند.
اگر بخواهید شهید حسن دهقانی محمدآبادی را در سه واژه معرفی کنید، چه میگویید؟
شهیدی خوشرو، امیدوار و کوشا. به نظرم همین سه ویژگی، بخش مهمی از شخصیت ایشان را نشان میدهد و میتواند الگویی از یک زندگی شهیدانه برای انسان امروز باشد.
آیا نگارش این کتاب بر زندگی و نگاه شخصی شما نیز تأثیر گذاشت؟
قطعاً تأثیرگذار بود. وقتی انسان با زندگی شهدا و نوع نگاه آنان به دنیا آشنا میشود، خودش نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. همان پیامی که در کتاب دنبال کردم؛ یعنی امید، تلاش و ناامید نشدن، در زندگی شخصی من نیز اثر گذاشت و باعث شد با نگاه تازهای به برخی مسائل نگاه کنم. اعتقاد دارم شهدا زنده هستند و بر اعمال ما ناظرند. اگر امروز در کنار من بودند، مهمترین سؤالی که از ایشان میپرسیدم این بود: «آیا از کتابی که درباره زندگی شما نوشته شده، رضایت دارید؟» برای من مهمترین مسئله این است که آیا توانستهام امانت روایت زندگی این شهید عزیز را به درستی ادا کنم. در پایان از شما و همه بزرگوارانی که در مراحل مختلف تحقیق، تدوین، انتشار و چاپ کتاب «آبیترین پرواز» همراهی کردند، صمیمانه تشکر میکنم.