من نه ما

قیمت اصلی 250,000 تومان بود.قیمت فعلی 225,000 تومان است.

وزن 520 گرم
نویسنده

نرجس شکوریان فرد

تعداد صفحات

408

ناشر

عهد مانا

قطع

رقعی

تاریخ انتشار

1399

شابک

978-622-7146-65-3

نوع جلد

جلد نرم

ناموجود

قابل توجه مشتریان گرامی:

احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.
توضیحات

معرفی کتاب من نه، ما ؛ جلد اول

کتاب من نه، ما؛ جلد اول نوشته نرجس شکوریان فرد است که توسط نشر عهد مانا، منتشر شده است. این کتاب روایت تلاش و عشق دو نفر برای ساختن آرامش است.

درباره کتاب من نه، ما؛ جلد اول

من نه ما، ماجرای دو انسان است کهبا هم گام بر می‌‌دارند برای ما شدن! دو انسان با دو جنس مخالف، با دو دنیای متفاوت، سرشار از تفاوت و اختلاف نظر در احساسات و تجزیه و تحلیل‌‌های گوناگون از زندگی که یاد می‌‌گیرند چگونه بزرگ ‌شدن را تجربه کنند و با کنار گذاشتنِ من‌های خود، به یک حقیقت واحد می‌پیوندند.

زهرا و محمد، یک زوج جوان و خوش ذوق هستند که عاقلانه، عاشق می‌‌شوند و در این مسیر عطش فراوانی را تحمل می‌‌کنند تا به پاسخ تک‌تک سوال‌های ذهن‌‌شان برسند و درک و فهم‌شان را از مفاهیمی چون زندگی، لذت، ازدواج، عشق و محبت، تکمیل کنند.

نویسنده در این کتاب، یک زندگی را مجسم کرده است. یک زندگی، با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌ها و درس‌ها و موفقیت ‌هایش! اگر تلخی‌‌ها و سختی ‌ها را نشان می ‌دهد، راهِ بُرون رفتِ این تنگناها را نیز نشان می‌دهد و آرامشِ عبور از این سختی‌ها را به کامِ این زوج جوان می‌چشاند.

خواندن کتاب من نه، ما؛ جلد اول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام زوج‌های جوان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب من نه، ما؛ جلد اول

مقابل آینۀ اتاقم می‌ایستم و برعکس همیشه که از دیدن تصویر خودم خوشحال می‌شدم، این بار دست می‌گذارم وسطش تا من را به خودم نشان ندهد و وسوسه نشوم برای تغییر. خودم باشم که بودم.

آرایش نمی‌کنم تا کسی مرا به خاطر چشمان کشیده‌و مژه‌های تاب خورده‌ام نخواهد. دوست دارم وقتی که در ذهنش مرا واکاوی می‌کند تصویری از جسمم نتواند نقاشی کند. هرچند که می‌دانم مادر و خواهرش وصفی گفته‌اند که او بی‌نصیب هم نماند و این؛ البته یک حق است و… یک پسند، من نیز از او وصفی شنیده‌ام و حالا دل و فکرم درگیر شده است!

اوایل نوجوانی دلم یک مرد زیبا می‌خواست، حالا هم که اوایل جوانی هستم باز هم دلم یک مرد زیبا می‌خواهد؛ فقط تعریفم از زیبایی سخت‌تر شده است! بیشتر دقت می‌کنم که تنها زیبا جلوه نکنم؛ زیبا بیندیشم و زیبا بخواهم! همین هم گاهی داد همه را در می‌آورد که اصلاً معلوم هست تو چه کسی را می‌خواهی؟ برای خودم معلوم است و برای بقیه سؤال! خب من که نمی‌توانم جواب تمام سؤال‌ها را بدهم!

استادمان هم گفته؛ دلیلی ندارد که عمرتان را بگذارید برای قانع کردن دیگران. چون دیگران بیشتر می‌خواهند شما را شبیه خودشان کنند تا این‌که شما را درک کنند و کمکی باشند برای بهتر شدن‌تان و یا دوستی باشند برای رفع عیوب شما! مردم تا وقتی که مثل خودشان نشوی، مدام نقدت می‌کنند و چپ و راست برای تو سلیقه به خرج می‌دهند!

از این استادمان ممنونم که من را نجات داد و تمام فضای اشغال شدۀ ذهنم را به خودم پس داد!

اما اصل قصۀ این روزهای من؛ مثل خیلی‌ها که می‌آمدند، آن‌ها هم یک‌شنبه بعد از یکی دو بار گفت‌وگو با خانواده و کمی تحقیق و بالاخره تایید، آمده بودند برای خواستگاری رسمی. در ذهنم همیشه این بوده که خواهان باید برای طلب خواسته‌اش کمی تلاش کند و به راحتی آن‌چه را که می‌خواهد در مشت خودش نبیند.

ده‌ها بار دست مشت کند و باز کند، بخواهد و نیابد، بیاید و برود، سری کج کند در طلب؛ تا شاید کمی رو ببیند از آن‌که طالبش بوده، آن وقت اگر رسید، می‌شود گفت که واصل شده است. من این را برای جنس خودم یک شأنیت می‌دانم.

بگذریم! مخاطب نوشته‌ام را عوض می‌کنم و از مجهول می‌برم سمت معلوم.

عادت ندارم به کسی که به خودم تعلق ندارد بیندیشم. به هزار بهانه با هزار خیالم جنگیده‌ام تا اثری از رد پای بازیگر و بازیکن و مدلی در رؤیایم نیاید و لذت زندگی با تو را، با تمام وجودم داشته باشم.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.