“چشم روشنی (سید جواد کمال از زبان همسر)” به سبد خرید شما اضافه شد. مشاهده سبد خرید
یک جرعه دیدار
20,000 تومان
| وزن | 200 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
نعیمه ترکمن نیا روزبهان |
| ناشر |
خط مقدم |
| تعداد صفحات |
168 |
| قطع |
رقعی |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-622-95134-6-0 |
| تاریخ انتشار |
1397 |
ناموجود
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.
توضیحات
کتاب پیش رو روایتی داستانی درباره زندگی شهید محمد رضایی است. ریشه در افغانستان دارد؛ اما سال ۱۳۶۴ در ایران و در محله گلشهر مشهد متولد شده است. او در همین محله بزرگ شده، درس خوانده، به حوزه ی علمیه رفته و مدیر یکی از مدکتاب پیش رو روایتی داستانی درباره زندگی شهید محمد رضایی است. ریشه در افغانستان دارد؛ اما سال ۱۳۶۴ در ایران و در محله گلشهر مشهد متولد شده است. او در همین محله بزرگ شده، درس خوانده، به حوزه ی علمیه رفته و مدیر یکی از مدارس علمیه محله ی گلشهر شده است.ارس علمیه محله ی گلشهر شده است.
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.
محصولات مرتبط
همه سیزده سالگی ام: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی مهدی طحانیان
کتاب «همه سیزده سالگی ام» در ۱۸ فصل به خاطرات طحانیان از زمان قبل از اعزام به جبهه تا دوران اسارت و بعد آزادی پرداخته است. نویسنده در این اثر تلاش کرده تا طحانیان ۱۳ ساله را به تصویر بکشد. در ابتدای این کتاب مشکلات این نوجوان قبل از اعزام به جبهه بیان شده است و بخش دیگر نیز به روایت مشکلاتی می پردازد که در اسارتگاه ها برای او ایجاد می شود و نیروهای رژیم بعث قصد استفاده تبلیغاتی از او را دارند. نویسنده تلاش دارد تا روایتی دست نخورده و بکر از دوران اسارت طحانیان ارائه دهد؛ بی کم و کاست، با بیان احساسات همان لحظه راوی و بدون تحلیل های فعلی او. جعفریان که در حوزه ادبیات اسارتگاهی فعالیت دارد، قصد دارد تا با نگارش چنین کتابی ضمن نشان دادن تحولات روحی و فکری یک اسیر، زندگی آن لحظه او را به تصویر بکشد؛ با همه تردیدها، ترس ها و بدون توجه به وضعیت فعلی او.
خمپاره های نقلی (دار و دسته دار علی جلد ۷)
باغ مادربزرگ: خاطرات بانوی کرد خان زاد مرادی محمدی
این اثر دربردارنده خاطرات خان زاد مرادی محمدی، از زنان کرد فعال در هشت سال دفاع مقدس است که با روایتی داستانی و نثری خواندنی نوشته شده است. «باغ مادربزرگ» در واقع خاطرات مادربزرگ نویسنده است که باغش در جنگ تحمیلی، پناهگاه کسانی بود که خانه و کاشانه شان را در بمباران ها از دست داده بودند. «باغ مادربزرگ» روایت جدیدی است از نقش زنان در هشت سال دفاع مقدس؛ زنانی که جنگ بر زندگی آنها آوار شد، اما از پا ننشسته و خود پناهگاه دیگران شدند.
کتاب شامل عکس های قدیمی هم هست که مخاطبان را با فرهنگ منطقه کردنشین آشنا می کند.
صباح: خاطرات صباح وطن خواه
... سرم را از پنجره خانه مان در ساختمان کوشک آوردم بیرون. مسعود پاکی با لباس بسیجی، خوشحال و سرحال سوار بر موتور آمده بود دم در. تا چشمش به افتاد، برایم دست تکان داد و گفت: خواهر صباح سلام! زود باش بیا پایین؛ اومدم دنبالت تا با خودم ببرمت پیش بقیه بچه ها.
زیر پایش پر بود از ستاره های کوچک و درخشان.آن قدر زیبا و نورانی که دلم نمی آمد چشم از رویشان بردارم. خوشحال و بی قرار از دیدن مسعود و حرفی که زده بود، بلافاصله شروع کردم به پایین آمدن از پله ها.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.