کاش مادران بخوانند
420,000 تومان قیمت اصلی 420,000 تومان بود.378,000 تومانقیمت فعلی 378,000 تومان است.
| وزن | 350 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
زهرا وافر |
| تعداد صفحات |
228 |
| ناشر |
مهرستان |
| قطع |
رقعی |
| نوع جلد |
جلد نرم/ شومیز |
| نوبت چاپ |
اول 1404 |
| شابک |
9786227763737 |
2 عدد در انبار
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.مادر خالق است؛ پرورشدهنده است؛ مادر تمام هستی یک انسان است.
نویسنده کتاب از میان مشاغل، »مادربودن» را از همه ســختتر و مهمتر و حســاستر میداند. مادربودن شــغلی تماموقت و بدون بازنشستگی است. این کتاب عصاره سالها تجربه و مطالعه درباره مادری است.
مادر کیست؟ مادر؛ نجار یا باغبان؟ آشنایی با نیازهای هیجانی اساسی در کودکان، بعد از تولد کودک چه اتفاقی میافتد؟ آشنایی با مراحل رشد، روشهایی برای تغییردادن رفتار فرزندان، با اختلاف خواهر و برادرها چه کنیم؟ از جمله مسائل و موضوعاتی است که در این کتاب به آنها به صورت مفصل پرداخته شده است.
کتاب کاش مادران بخوانند را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
اگرچه عنوان این کتاب کاش مادران بخوانند است و مادران مخاطبان اصلی این کتاب هستند، بسیاری از مطالبی که در این کتاب مطرح شده، برای پدرها نیز مفید و کاربردی است، به ویژه پدرهایی که آنقدر «وقت» و «احساس مسئولیت» دارند که خود را در فرآیند فرزندپروری دخیل کنند.
بخشی از کتاب کاش مادران بخوانند
حسرتها آدم را پیر میکنند، رنج میشوند، میماسند روی دل تا به ابد. همین که قلهی دل را تصرف کنند، انگار آدم را از عرش به فرش میکشانند. اما چه کنیم که زندگی ناچار از حسرت است. نمیشود حسرتی نباشد و نکشیم. مهم این است که بدانیم حسرتها از کجا میآیند چه کنیم حسرت به دل نمانیم. بزرگترین حسرت ها در باارزشترین کارها خودشان را نشان میدهند و چهکاری باارزشتر از تربیت و مادری. مادری آنقدر با ارزش است که بهشت را زیر پای مادرها گذاشتهاند. ولی اگر مادرها راه و رسم مادریکردن را بلد نباشند، همین باارزشترین فرصتشان میشود حسرت!
چند سال پیش، همراه دخترم که چهارساله بود، در خیابان قدم می زدیم. به گمانم یکی از اعیاد مذهبی بود و وقتی از کنار ایستگاهی صلواتی رد شدیم
که چای تعارف می کرد، دخترم طلب چای کرد. یک لیوان چای برایش گرفتم و روی نیمکتی که همان نزدیک یها بود نشستیم. چون حدس می زدم گرسنه
باشد، کیکی را که در کیفم داشتم، بیرون آوردم و به تکه های کوچکی تقسیم کردم. تکه های کیک را کمکم در دهانش می گذاشتم و او به آهستگی با چای
می خورد. یک لحظه به خودم آمدم و دیدم دختر د هدوازد هسال های نزدیک ما نشسته است و با نگاه پرحسرتی، ما را می نگرد. وقتی کارمان تمام شد و
خواستیم بلند شویم، دختر رو کرد به من و با اشاره به دخترم گفت: «خوش به حالش که مامان داره. مامانها خیلی بچه هاشون رو دوست دارن! » یک
لحظه قلبم آتش گرفت. چه بر این دختر گذشته بود که چنین کار پیش پاافتاده و ساده ای که هر مادری برای فرزند کوچکش می کند، برای او تا این حد «حسرت برانگیز » بود!
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.