“زندان موصل: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی علی اصغر رباط جزی” به سبد خرید شما اضافه شد. مشاهده سبد خرید
آوازهای یک تردست
395,000 تومان قیمت اصلی 395,000 تومان بود.355,500 تومانقیمت فعلی 355,500 تومان است.
| وزن | 450 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
خاطرات خودنگاشت عبدالرضا طرازی ,راحله صبوری |
| تعداد صفحات |
392 |
| ناشر |
سوره مهر |
| قطع |
رقعی |
| نوع جلد |
جلد نرم |
| شابک |
۹۷۸۶۰۰۰۳۳۲۲۳۵ |
5 عدد در انبار
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.
دسته: خاطرات, خاطرات شفاهی, دفاع مقدس
برچسب: آوازهاي يك تردست, خاطرات شفاهی, راحله صبوری, سوره مهر
توضیحات
این کتاب مشتمل بر خاطرات خودنگاشت «عبدالرضا طرازی» از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.
محصولات مرتبط
فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور
باغ مادربزرگ: خاطرات بانوی کرد خان زاد مرادی محمدی
این اثر دربردارنده خاطرات خان زاد مرادی محمدی، از زنان کرد فعال در هشت سال دفاع مقدس است که با روایتی داستانی و نثری خواندنی نوشته شده است. «باغ مادربزرگ» در واقع خاطرات مادربزرگ نویسنده است که باغش در جنگ تحمیلی، پناهگاه کسانی بود که خانه و کاشانه شان را در بمباران ها از دست داده بودند. «باغ مادربزرگ» روایت جدیدی است از نقش زنان در هشت سال دفاع مقدس؛ زنانی که جنگ بر زندگی آنها آوار شد، اما از پا ننشسته و خود پناهگاه دیگران شدند.
کتاب شامل عکس های قدیمی هم هست که مخاطبان را با فرهنگ منطقه کردنشین آشنا می کند.
آبنبات پسته ای
قهرمان کتاب «آب نبات پسته ای»، همان محسن کتاب آبنبات هل دار است با این تفاوت که کمی بزرگ تر شده؛ البته با اینکه بزرگ تر شده اما عاقل تر نشده!
آبنبات پسته ای با زبانی طنزآمیز روایتگر قصه های شیرین روزهای نوجوانی محسن است. داستان با کنجکاویِ او برای فهمیدن راز دوستش – سعید- آغاز می شود و از آنجا که کنجکاوی نام مودبانه فضولی است، اتفاقات مختلف و طنزآمیزی می افتد که در نهایت محسن را به این نتیجه می رساند کاشکی هیچوقت برای فهم این راز تلاش نمی کرد. در خلال بیان روند داستان، برخی از رویدادهای مهم تاریخی بین سالهای ۷۰ تا ۷۲ روایت می شود و تاثیر این رویدادها بر زندگی خانواده محسن و همسایگان آنها که همگی ساکن کوچه سیدی شهر بجنورد هستند، مشاهده می شود؛ از حمله صدام به کویت گرفته تا تخریب دیوار برلین و تجزیه شوروی و المپیک بارسلون و انتخابات مجلس چهارم و ....
اکنون
صباح: خاطرات صباح وطن خواه
... سرم را از پنجره خانه مان در ساختمان کوشک آوردم بیرون. مسعود پاکی با لباس بسیجی، خوشحال و سرحال سوار بر موتور آمده بود دم در. تا چشمش به افتاد، برایم دست تکان داد و گفت: خواهر صباح سلام! زود باش بیا پایین؛ اومدم دنبالت تا با خودم ببرمت پیش بقیه بچه ها.
زیر پایش پر بود از ستاره های کوچک و درخشان.آن قدر زیبا و نورانی که دلم نمی آمد چشم از رویشان بردارم. خوشحال و بی قرار از دیدن مسعود و حرفی که زده بود، بلافاصله شروع کردم به پایین آمدن از پله ها.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.