مژده گل: داستانهایی از زندگی امام حسن (علیهالسلام)
250,000 تومان قیمت اصلی 250,000 تومان بود.225,000 تومانقیمت فعلی 225,000 تومان است.
| وزن | 135 گرم |
|---|---|
| نویسنده |
مجید ملامحمدی |
| ناشر |
کتاب جمکران |
| تعداد صفحات |
44 |
| قطع |
وزیری |
| نوع جلد |
جلد معمولی |
| نوبت چاپ |
5 |
| شابک |
978-964-973-435-4 |
3 عدد در انبار
قابل توجه مشتریان گرامی:
احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.مجموعه کتاب داستانی «مژده گل» در بردارنده داستانهای کوتاهی از چهارده معصوم (علیهم السلام) برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به قلم محمود پور وهاب و مجید ملا محمدی به تازگی به چاپ رسیده است.
این کتاب کودکان و نوجوانان را با زندگی امام حسن (علیه السلام) در غالب داستان آشنا می سازد.
برشی از کتاب:
اسب ها به سرعت می آمدند و پشت سرشان گرد و غبار زیادی به هوا می دادند. نمیدانم چه شده بود. خوب که نگاهشان کردم، هر سه تا سوارشان را شناختم. اسب های جوان های قبیله ی خودمان بودند. دوباره دستم را سایبانِ چشم هایم کردم و به پشت سرشان خوب خیره شدم. کسی به دنبالشان نبود. یعنی آ نها از دستِ هیچ دشمنی فرار نمی کردند؛ پس چرا آن قدر به سرعت می آمدند و به نخلستان ما نزدیک می شدند؟ من بالای درختِ پرشاخ و برگ توت بودم. داشتم سبدم را از توتهای درشت و شیرین پُر می کردم. گفتم: «همین بالا می مانم تا از راه برسند. ببینم آنها از باغ ما چه میخواهند! »
اسب ها وارد باغ ما شدند و به نزدیکی کلبه ی مان رسیدند. بعد ایستادند و پوزه های شان را به هوا دادند. از بالای درخت پایین نیامدم، فقط با دقت نگاهشان کردم. هر سه تای شان را میشناختم. جوانهای هم سن وسالِ هم قبیلهای ام بودند. در لابه لای شاخه ها پنهان ماندم و صبر کردم ببینم آنها چه میکنند. شُعیب که هیکل گردی داشت، از اسبش پایین پرید و صدایم زد: «آهای مشکور! مشکور کجایی؟ » بقیه هم با همان صدای بلند صدایم زدند؛ اما با خودم گفتم: «باز هم صبر می کنم ببینم آنها با آن عجله و شتاب، دنبال چه چیزی هستند.» شعیب گفت: «نه خودش هست، نه پدرش! »
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.
محصولات مرتبط
باغ خرمالو
فرودگاه فرشتگان(جلد سوم)
محمدجواد و شمشیر ایلیا
این کتاب روایتی است فانتزی از یک ماجراجویی دینی. محمدجواد که در پی یافتن ردی از فضاییها وارد زیرزمین خانهشان میشود، در کنج زیرزمین و در میان کارتنهای کتاب، با پرندهای آشنا میشود که او را بهسوی ماجراهای پیچیده و زیادی میبرد.
ویژگی اصلی رمان «محمدجواد و شمشیر ایلیا» رویکرد او به قرآن است. رویکردی که تازگی و بکر بودن، شاخصه اصلی آن است. محمدجواد به باغ قرآن میرود و در آنجا با شخصیتهای زیادی آشنا میشود؛ شخصیتهایی که هر کدام قسمتی از خمیر وجودی محمدجواد را تغییر میدهند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.