گمشدگی

قیمت اصلی 330,000 تومان بود.قیمت فعلی 297,000 تومان است.

وزن 155 گرم
نویسنده

مصطفی جمشیدی

ناشر

راه یار

تعداد صفحات

166

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

1

شابک

978-622-6689-10-6

1 عدد در انبار

قابل توجه مشتریان گرامی:

احتراما به استحضار می رساند هرگونه مغایرت و مشکل در سفارشات ارسالی تا ۷۲ ساعت از زمان تحویل مرسوله قابل پیگیری و پاسخگویی می باشد.
توضیحات

این کتاب روایتی داستانی براساس زندگی و فعالیت‌های علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف دوره پهلوی اول، از بانیان و مؤثران واقعه کشف حجاب رضاخانی است.

رضاشاه که پس از بازگشت از سفر ترکیه در خرداد ۱۳۱۳ و تحت‌تأثیر اقدامات غرب‌گرایانه آتاتورک، یکی از موانع پیشرفت و ترقی کشور را حجاب زنان می‌دید، در اندیشه تغییر لباس مردم و ممنوعیت حجاب بود.

سرانجام و پس از قیام خونین مسجد گوهرشاد در اعتراض به سیاست‌های تغییر لباس اجباری و کشف حجاب، در روز 17دی ۱۳۱۴ علی اصغر حکمت به عنوان وزیر معارف، به رضاشاه پیشنهاد می‌کند که همراه با اعضای خانواده خود و به صورت بی‌حجاب در جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی حاضر شود. رضاخان نیز در این روز، همراه با اعضای خانواده‌اش به طور بی‌حجاب شرکت می‌کند و ممنوعیت حجاب به صورت رسمی اعلام می‌شود. در حالی که از این روز به مدت هفت سال یعنی تا زمان رفتن رضاخان، بسیاری از زنان مسلمان ایرانی برای حفظ حجاب خود مجبور می‌شوند در خانه‌ها بمانند و عده‌ای نیز در اثر بی‌حرمتی‌ها و تعرض مأموران پهلوی، شهید شدند.

علی‌اصغر حکمت که ظاهراً به شدت از رضاخان وحشت داشته، ایده و اجرای همه کارها و اقداماتش را به شخص شاه نسبت می‌دهد، اما بعدها در خاطراتش اعتراف می‌کند که همه آن‌ها طرح‌های خودش بوده است. او در پاسخ به اعتراض‌ها در پی اعلام قانون کشف حجاب، خودش را فقط مجری اوامر رضاخان می‌نامد، اما به شدت پیگیر اجرای درست قانون کشف حجاب و پشتیبانی فرهنگی از آن بوده است.

شما از جایی در وزارت معارف کار را شروع کنید و به بقیه هم کاری نداشته باشید … حتی به علی اکبر داور …
من بی آنکه فکری کرده باشم گفتم: «اعلیحضرتا … کار را باید از موطنم شیراز شروع کنم.»
رضا شاه تبسمی کرد و گفت: «از همان روز که علی اکبر داور شما را به من معرفی کرد و حزب رادیکال راه افتاد قرار بود جای همه آن مزخرف ها را در بدنه دولت و حاکمیت شاهنشاه بگیرید فهمیدم آدم لایقی هستید … موفق باشید … »
… اما در شیراز چه خبر بود؟ جشن نسوان راه انداختیم. در یک مدرسه دخترانه … برخی بانوان از پیش انتخاب و طراحی شده و دقیق به جشن آورده شدند. به عموم مستخدمین آنجا هم اعلام کردیم که جشنی برگزار خواهیم کرد و یکسره می بایست دفعتا و در هنگام حضور چادر از سر بردارید و کار را یکسره کنید و اینچنین شد … غافل از اینکه مشهد و علمای آنجا مخالفت خواهند کرد … و شد آنچه نباید می شد و مشهد در گوهرشاد خلاصه شد و همه چیز یکپارچه غرقه در خون شد!

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.