تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .
20%

چشم روشنی (سید جواد کمال از زبان همسر)

نویسنده: کوثر لک ناشر: شهید کاظمی, مرکز نشر هاجر

داستان زندگی جانباز دفاع مقدس سید جواد کمال از زبان همسر

این کتاب با زبان داستان حال و روز همسران جانباز را روایت می کند و تصویری متفاوت از این افراد را به تصویر می کشد.

 

15,000 تومان 12,000 تومان

مقایسه
موجود در انبار

این کتاب با زبان داستان حال و روز همسران جانباز را روایت می کند و تصویری متفاوت از این افراد را به تصویر می کشد.
در این کتاب می خوانید: «سید جواد روزی با صد و هشتاد و خرده ای قد، هیکلی ورزیده و عنوانی دهن پُر کن می رود خواستگاری. اما بعد همه چیزش را از دست می دهد؛ جز مردانگی و اخلاق را…

همان اول زندگی فهمیدم به اندازه فامیل هایم او دوست و آشنا دارد. با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم. برایمان کادوی عروسی می آوردند. یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان ها شام نخورده بروند، نگهشان دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تاریخ ثبت شد. دانه های برنج طوری به هم چسبیده بود که مثل کیک قالبی از قابلمه بیرون آمد. وقتی دیس پلو را سر سفره گذاشتیم. سید جواد مثل قطعه های کیک پلوی شفته شده را می گذاشت توی بشقاب مهمان ها و با خنده می گفت:به هر نیتی دوست دارید این پلو را بخورید، به نیت آش، کیک یا … همه خندیدند. خودم خنده ام گرفته بود. به خاطر این قضیه هیچ وقت سرزنش نشدم از بس که با همه خرابکاری هایم تشویقم می کرد.

حرف یکی دو روز نبود، ماجرای یک عمر بود. فکرش را هم نکن، که سید جواد یک جا بشیند و دست روی دست بگذارد. انگار ساخته بودنش، برای اینکه چشم همه را روشن کند. از بس که دلش روشن بود.»

وزن 205 g
نویسنده

کوثر لک

ناشر

شهید کاظمی, مرکز نشر هاجر

تعداد صفحات

170

قطع

رقعی

تاریخ انتشار

1398

شابک

9786008200796

شمارگان

2000

نوبت چاپ

چهارم

نوع جلد

شومیز

بر اساس 0 دیدگاه

0.0 امتیاز نهایی
0
0
0
0
0

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.