تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .
10%

فمینیسم جهانی و چالش های پیش رو

by بوستان کتاب
نویسنده: عبدالرسول هاجری ناشر: بوستان کتاب

در آغاز کتاب, نگارنده به تصویب «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» طی سال‏ های اخیر, اشاره کرده و به منظور دفاع از حقوق زنان در سراسر جهان و تلاش سازمان ملل متحد جهت پذیرش جهانی این کنوانسیون توسط کشورهای مختلف، ضرورت آگاهی و شناخت موارد کنوانسیون مذکور را یادآور شده, ضمن توضیح فصول مختلف کتاب, علت انتخاب عنوان کتاب به رغم تأکید مطالب کتاب بر کنوانسیون رفع تبعیض را این‏گونه تبیین می‏کند:
«کنوانسیون رفع تبعیض، در حقیقت همان انگاره‏ ها و گزاره‏ های فمینیستی است که شکل جهانی به خود گرفته و به نماد بین‏ المللی فمینیسم تبدیل شده است.»

10,000 تومان 9,000 تومان

مقایسه
موجود در انبار

در مقدمه کتاب در راستای توضیح پیشینه تاریخی کنوانسیون، آن را به نقل از آثار منتشر شده در زمینه مطالعات زنان, نتیجه و ثمره دو قرن مبارزه و فعالیت خستگی‏ ناپذیر جنبش زنان اروپا و آمریکا در دفاع از حقوق انسانی زنان می‏داند. که از اوایل قرن نوزدهم به نام «فمینیسم» و با شعار تساوی و برابری زن و مرد در همه شؤون در فرانسه پدیدار شد. در ادامه روند تاریخی تکامل حرکت فمینیستی طی قرن نوزدهم و بیستم و کنفرانس‏ های جهانی برگزار شده در زمینه دفاع از زنان از سوی سازمان ملل طی ۲۵ سال گذشته، مورد اشاره قرار گرفته است.
در ادامه مطالب مقدمه و در بررسی محتوایی کنوانسیون رفع تبعیض، نقطه عزیمت کنوانسیون مذکور, وضعیت ناعادلانه و اسف‏بار زنان در طول تاریخ و رفتارهای ناروایی که همواره بر آنان اعمال شده, معرفی می‏گردد. آنگاه دوگزاره که نظریه تساوی و برابری زنان و مردان در همه شئون بر آن مبتنی است به شرح زیر توضیح داده می‏شود:
الف) هیچ تفاوت زیستی و طبیعی بین زنان و مردان وجود ندارد
ب) به رغم وجود تفاوت‏ های زیستی و طبیعی میان زن و مرد، این امر موجب تفاوت حقوق و قوانین نمی‏شود.
پس از این توضیح، نگارنده به نقد محتوایی کنوانسیون می‏پردازد و مواد آن را اولین منتقد جدّی نظریه تساوی و برابری زن و مرد در همه شئون می‏داند و معتقد است نابرابری, حقوق زن و مرد را متناسب با تفاوت‏های اجتماعی و طبیعی تجویز کرده و این گونه موارد را نه تنها تبعیض نمی‏داند، بلکه آن را عین عدالت معرفی می‏کند.
نگارنده در فصل اوّل در راستای بازشناسی پیامدهای اجتماعی کنوانسیون با طرح این پرسش که «آیا نادیده ‏انگاری تفاوت‏های زیستی و طبیعی و تشریع قوانین برابر, تا کنون در کشور یا جامعه‏ای کاملاً مجال تحقق یافته است و در صورت اجرا و تحقق بیرونی آیا بهبود وضعیت زنان را در پی داشته یا خیر؟» دو فرضیه را قابل تصور می‏بیند:
۱) نظریه تشابه محور که بالطبع مواد کنوانسیون هنوز به طور کامل در هیچ کشور یا جامعه‏ای پیاده نشده است.
۲) مواد کنوانسیون و نظریه تساوی و برابری در برخی کشورها و جوامع به طور کامل اجرا و محقق گشته است؛ آنگاه در فصل اول به بررسی و آزمون درستی و نادرستی فرضیه‏ های دوگانه فوق می‏پردازد و در صفحه ۳۳ در ردّ فرضیه اول می‏نویسد:
«قراین و شواهد موجود بر جهش کنوانسیون و نادیده ‏انگاری مرحله آزمون و خطا گواهی می‏دهد.»
در ادامه این فصل و در مقام بررسی فرضیة دوم برخی از کشورهای غربی که وضعیت زنان در آنجا بیشترین قرابت را به مواد کنوانسیون رفع تبعیض دارد, مورد نقد و بررسی قرار می‏گیرد. در این بخش از فصل اوّل, تلاش نگارنده آن است که تضاد موارد توصیه شده به جوامع انسانی از سوی کنوانسیون و جنبش فمینیستی از جمله: آموزش‏ های مختلط به جای قالب‏های سنتی آموزش، الغای محدودیت‏های سنتی حضور اجتماعی زنان و روابط آزاد زن و مرد را با نظریه‏های آسیب‏شناسانه تبیین نماید و در این رابطه برخی معضلات اجتماعی جوامع صنعتی غرب ناشی از اجرای روش‏های توصیه شده مذکور را بدین شرح برمی ‏شمارد:
۱) رشد منفی یا سیر نزولی جمعیت.
۲) روابط نامشروع جنسی.
۳) خشونت جنسی علیه بانوان.
۴) فشار مضاعف.
۵) آزارهای جنسی علیه زنان شاغل.
۶) بحران خانواده در غرب.
در پایان این فصل ضمن پذیرش این نکته که احتمال خطور این مسئله به ذهن وجود دارد, که مباحث طرح شده از اثبات ارتباط میان وضعیت نابسامان زنان در جوامع غربی با توصیه‏های کنوانسیون ناتوان است، هدف خود را از طرح این‏گونه مباحث را آشنا ساختن افکار عمومی جامعه ایرانی با برکه‏ای است که زورق فمینیسم در آن پهلو می‏گیرد؛ به ویژه آن‏که طی دهه‏ های اخیر دیدگاه‏ های فمینیستی ـ در قالب کنوانسیون‏ های بین‏ المللی یا مباحث تئوریک ـ به طرح شعارهای تأثیرگذار اهتمام بیشتری نشان داده و کمتر از نتایج و پیامدهای گزاره ‏های مساوات‏ جویانه سخن گفته‏ اند. آنگاه با یادآوری ریشه‏ های عمیق باورهای دینی در جامعه ایرانی، امکان قضاوت در باب پذیرش اندیشه‏ های فمینیستی در این جامعه را به افکار عمومی واگذار می‏کند.
فصل دوم با عنوان «دفاع از حقوق زنان؛ ما و مسئولیت‏های ملّی و فراملّی» با این بحث آغاز می‏ شود که هر دو نگرش سنتی و مدرنیستی در برخورد با مسأله زنان مشابه عمل کرده و با چشم بستن بر واقعیت، حقیقت زنانگی را انکار کرده‏اند. اما اسلام هم چون دیگر ادیان الهی نه انسانیت زن را منکر شد و نه زنانگی او را نادیده گرفت و با همه اوصاف و ویژگی‏ هایی که وجود او را از مردان متمایز می‏کند، او را انسانی متفاوت و مستقل از مردان معرفی می‏کند. بر این اساس و به دلیل واقع‏گرایی، دین, در برابر سنت و مدرنیته قرار می‏گیرد. نگارنده در ادامه این فصل و با هدف تبیین هماهنگی آموزه ‏های دینی با نیازهای درونی و تمایلات انسانی زنان و ناهماهنگی آموزه‏ های فمینیستی در این رابطه به بیان نمونه‏ هایی از جمله: بحث ضرورت استقلال اقتصادی زنان از مردان و لزوم اشتغال بانوان مبادرت می‏ورزد و در پایان, اهتمام اسلام به احیا و دفاع از حقوق زنان و وضع قوانین مربوطه بر پایه عقل‏ گرایی و سیره عقلایی را نتیجه می‏گیرد.
در ادامه فصل دوم و در رابطه با اهداف سیاسی ترویج کنوانسیون، نگارنده ضمن طرح مبحث جهانی‏شدن و بیان دو هدف عمده سیاسی و اقتصادی این امر، معتقد است طرح مقولاتی همچون کنوانسیون رفع تبعیض از زنان در کشورهای دیگر و به ویژه کشورهای جهان سوم از سوی کشورهای غربی, عمدتاً هدف خروج از بحران مشروعیت را دنبال می‏کند؛ چه آن‏که همراهی افکار عمومی جهان در پذیرش عناصر و مؤلفه‏ های فرهنگ سکولار غرب می‏تواند تا حدودی مشروعیت نظام سکولار را در درون مرزهای کشورهای بزرگ صنعتی تقویت و تحکیم نماید.
سپس نحوه برخورد با این‏گونه افکار, بررسی و ارزیابی عقلی و منطقی به جای تقلید و مطلق‏گرایی ـ که در جامعه‏شناسی از آن به «فرهنگ ‏‏پذیری گزینش شده» تعبیر می‏شود ـ به عنوان راه‏کاری مناسب در این زمینه توصیه می‏گردد. در ادامه به بررسی گونه‏های فرهنگ‏ پذیری در میان نخبگان ایرانی پرداخته می‏شود و در این بین سه شیوه به شرح زیر شماره می‏گردد:
۱) تحجرگرایی.
۲) تجددگرایی.
۳) اندیشه و اعتدال.
بخش دیگری از مطالب این فصل به سیاست‏های راهبردی جمهوری اسلامی در برابر فمینیسم جهانی اختصاص دارد. نویسنده در این بخش ضمن بررسی راه‏ های احتمالی برخورد با موج رو به گسترش فمینیسم در جمهوری اسلامی، بهترین راه را برخودِ از نوع سوم می‏داند و آن را با معیارهای عقلی، آموزه ‏های دین و توصیه ‏های مؤکد شرع مقدس سازگارتر می‏ بیند و به سیاست‏گذاران و برنامه‏ ریزان امور زنان توصیه می‏کند که در صورت التزام به رویکرد عقلانی در گفت‏وگوهای فرهنگی به اقتضائات آن گردن نهاده و سیاست‏ هایی چون: استقبال از گفت‏وگو با دیگر فرهنگ‏ ها و تمدن‏ ها, حضور فعال و روشنگرانه در مجامع بین‏ المللی، بازشناسی تخصصی فرهنگ دینی، ملی و متون و منابع اسلامی و استفاده از صاحب‏نظران جامع‏ الشرایط را در پیش گیرند.
در بخش ضمیمه، قسمت‏های برجسته ‏ای از متن کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض از زنان طی ۱۲ صفحه جهت آگاهی خوانندگان ذکر شده است.

برچسب:
وزن 350 g
نویسنده

عبدالرسول هاجری

تعداد صفحات

191

ناشر

بوستان کتاب

قطع

وزیری

نوع جلد

جلد نرم

تاریخ انتشار

1393

نوبت چاپ

سوم

شمارگان

1000

شابک

978-964-548-426-0

بر اساس 0 دیدگاه

0.0 امتیاز نهایی
0
0
0
0
0

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

بوستان کتاب