تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .
10%

آبنبات هل دار

by شهید کاظمی
نویسنده: مهرداد صدقی ناشر: سوره مهر

این کتاب داستان روزمره زندگی همه ماست ولی وقتی بانکته بینی ها و طنز همراه می شود. دنیایی زیبا,فراروی خواننده می نهد.

هر داستانی یک راوی دارد؛ گوینده ای که جریان یا جریان هایی را نقل می کند. گویندۀ داستان «آبنبات هل دار» راوی قهرمانی است که با فاصلۀ زمانی از اصل رویدادها، اکنون از زاویۀ دید درونی، اتفاق ها و ماجراهای مربوط را نقل می کند. از این منظر و با توجه به توضیح ابتدایی کتاب در مورد واقعی نبودن داستان «آبنبات هل دار»، به نظر می رسد مؤلف از خاطره گونگی داستان به طور ماهرانه ای به عنوان یک تمهید در ایجاد باورپذیری این روایت بهره برده است؛ به طوری که فضای نوستالوژیک و خاطره انگیز داستان ـ که سرشار از عناصر آشنای دهۀ شصت، اعم از سریال ها، فیلم های سینمایی و کارتونی… و حتی شایعات این دهه چون وجود درصدی از طلا در سکه های پنج تومانی است ـ به علاوه لحن صمیمی و سادۀ راوی در بستر طنز ملایم اما مؤثر این داستان، همراهی پیوستۀ مخاطب را تا انتهای داستان با «مهرداد صدقی» در پی دارد.

یشترین توفیق مهرداد صدقی در «آبنبات هل دار» در این است که راوی ـ به رغم بُعد زمانی و حتی مکانی با روایت ـ واقعاً از دل وقایع و داستان با مخاطب حرف می زند. او توانسته به خوبی موقعیت شخصیت ها را در دل حوادث بازیافت کند؛ بنابراین، داستان به رغم طنز درونی اش، بسیار موثق به نظر می رسد و حتی همین بیان طنز، هم افزایی مؤثری با سایر تمهیدات اثر داشته است.

29,000 تومان 26,100 تومان

مقایسه
موجود در انبار

در بخشی از فصل قدم نو رسیده می خوانیم:

وقتی آقا برات با چای برگشت با لبخند از من پرسید: خب محسن جان چه احساسی داری؟

-خوشحالم… همه ش میترسیدم بچه دختر بشه و من دایی بشم. ولی شانس آوردم که پسر شد و عمو شدم!

همه خندیدند. وقتی دیدم توانسته ام بقیه را بخندانم، سعی کردم نطقم را ادامه دهم.

– ولی اگه الان خود داداش محمدم اینجا بود، بیشتر خوشحال بودم.

از این جمله هم همه استقبال کردند. حتی، به رغم اینکه فکر می کردم فضا را احساسی می کند، کلمه «بیشتر» لبخند بر لب ها آورد.

– ماشاء الله چه بچه فهمیده ای شده…

– ها، الان دیگه بزرگ شده د… گذشت آن زمانی که هیچی نمی فهمید.

تعریف و تمجیدها همچنان ادامه داشت. من هم که مثل خر داشتم کیف می کردم و بلبل شده بودم سعی کردم میخ آخر را بکوبم.

– اصلا احساس مکنم روح داداش محمد اینجایه و داره ما رو می بینه.

برخلاف جملات قبلی، این جمله علاوه بر اینکه موجب ترکیدن بغض همه شد، عتاب آقاجان را هم در پی داشت.

– بچه احمق… زبانت گاز بگیر! هنوز که هیچی معلوم نیست که.. من مدانم که محمد هنوز زندیه و شهید نشده…

برچسب:
وزن 500 g
نویسنده

مهرداد صدقی

تعداد صفحات

416

ناشر

سوره مهر

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

شابک

978-600-175-516-3‬

شمارگان

5000

بر اساس 0 دیدگاه

0.0 امتیاز نهایی
0
0
0
0
0

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

شهید کاظمی